<-BlogTitle->
س
 

هیزم کش است

  • دسته بندی:

مردی نزد حکیمی رفت و گفت:

فلانی پشت سرت چیزی گفته است.

حکیم گفت:

در این گفته ات سه خیانت است.

شخصی را نزد من خراب کردی، فکر مرا مشغول کردی و خودت را نزد من خوار .

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • هنر نزد ایرانیان است

    • دسته بندی:

    سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفرواجد شرایط اعلام شدند:
    یک آلمانی، یک فرانسوی و یک ایرانی

    قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایي مصاحبه گراز آلمانی پرسید: برای اين کار چقدر پول میخواهید؟ او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم یا فلج شدم، زنم بی پول نماند. مصاحبه گر او را مرخص کرد و همین سوال را از فرانسوی نمود. او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا برای دوست دخترم …
    وقتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم.
    صد هزار برای خودم
    صد هزار تا هم حق حساب شما
    صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • درست و نادرست

    • دسته بندی:

    یک خانم معلم ریاضی که به یک پسر 7 ساله بنام آرنو ریاضی یاد می داد ...ازش پرسید:
    آرنو اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟تا چند ثانیه آرنو با اطمینان گفت :4 تا!


    معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح آسان رو داشت (3).
    او نا امید شده بود .او فکر کرد "شاید بچه خوب گوش نکرده است"او تکرار کردآرنو:خوب گوش کن آن خیلی ساده است تو می تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی .اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟


    آرنو که در قیافهء معلمش نومیدی می دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه او دنبال جوابی بود که معلمش رو خوشحال کند تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند .برای همین با تامل پاسخ داد" 4".....



    نومیدی در صورت معلم باقی ماند . به یادش اومد که آنو توت فرنگی رو دوست دارد.او فکر کرد شاید آرنو سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی تونه تمرکز داشته باشه.در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشمهای برق زده پرسید:آرنو اگر من به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت آرنو؟معلم خوشحال بنظر می رسید آرنو با انگشتانش دوباره حساب کرد .هیچ فشاری در آرنو وجود نداشت ولی یک کم درخانم معلم بوداو موفقیت جدیدی برای آرنو می خواست و آرنو با تامل جواب داد "3"؟


    حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از آرنو پرسید اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

    آرنو فوری جواب داد "4"!
    خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطو آرنو چطور؟

    آرنو با صدای پایین و با تامل پاسخ داد "برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم ".
    نتیجهء اخلاقی:اگر کسی جواب غیر قابل انتظاری به سوال ما داد ضرورتا آن اشتباه نیست شاید یه بعدی از آن را ابدا نفهمیدیم.!

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شیطون بلا

    • دسته بندی:

     مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
    در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباس هایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
    مرد لباس هایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
    او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباس هایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
    در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او به طور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ به دست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
    مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
    مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند..
    مرد دوم پاسخ داد: من شیطان هستم. مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
    من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آن گاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

     

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • تبدیل انگیزش درونی به بیرونی (به بهانه ضمن خدمت انگیزش در کلاس درس)

    • دسته بندی:

     

    يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش مي رفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت مي‌كردند و سر و صداي عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند.

    روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه مي‌بينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را مي‌كردم. حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد.»

    بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نمي‌تونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟»

    بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر مي‌كني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اينهمه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم.»

    و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد.

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • معما

    • دسته بندی:

     

     

    آیا تا به حال کلیدتونو گم کردید؟

    چه احساسی داشتید؟

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • خيز

    • دسته بندی:

    خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم            شطح و طامات به بازار خرافات بریم

    سوی رندان قلندر به ره آورد سفر               دلق بسطامی و سجاده طامات بریم

    تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند              چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم

    با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم           همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم

    کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم              علم عشق تو بر بام سماوات بریم

    خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا               همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم

    ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد                    از گلستانش به زندان مکافات بریم

    شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش             گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم

    قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند             بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

    فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز         تا به میخانه پناه از همه آفات بریم

    در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی                   ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم

    حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز              حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • علم بهتر است يا مدرك؟

    • دسته بندی:

     علم بهتر است يا مدرك؟

    يكي از سوالاتي كه هر موقع سر كلاس احساس خستگي مي كنم مي پرسم اين است كه علم بهتر است يا ثروت. اين سوال هميشه بحث برانگيز است و هم در كلاس شور و هيجان ايجاد مي كند و هم رفع خستگي مي شود. امروز هم كه اين بحث مطرح شد هر كدام نظري و بحث داغ و ... . ولي نظر مهندس جانفدا از بقيه پخته تر و جديدتر بود . وي اين سوال را سوالي استعماري دانست كه ثروت و توليد را در مقابل علم قرار مي دهد و گرنه في ذاته اين دو هيچ تضادي با هم ندارند و به قول منطقيون مانعه الجمع نيستند.  البته اين سوال وقتي درست است كه به دو فرد كاملا يكسان از نظر عالم بودن و ثروتمند بودن دو گزينه مطرح شود كه 100 ميليون تومان پول را مي خواهيد يا فلان مقدار علم را در رابطه با موضوعي خاص. حالا به نظر شما علم بهتر است يا مدرك؟ البته من كاري به آزمون دستياري ندارم و اصلا نمي دانم اين چه آزموني است!

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
    • دسته بندی:

    CRITICAL THINKING

    When L. Frank Baum wrote The Wizard of Oz, the Tin Woodman wanted

    a heart, and heart transplants were still unheard of.

    Scientists now predict that in the future

    A. Frozen organ banks will supply whatever organ a person needs.

    B. Replacement organs will be grown from the patient’s own cells.

    C. Bionic arms and legs and artificial ears will become common.

    D. Paralyzed people will use brain waves to activate switches, thus

    being able to turn on TV sets or computers just by thinking.

    E. Wires from a TV camera to a blind person’s brain will allow that

    person to see.

    F. It may be possible to reduce or eliminate aging by using

    antioxidants.

    List four standards that should be considered in deciding the benefit to

    people of any new scientific discovery.

    1. ____________________________________________________________________

    2. ____________________________________________________________________

    3. ____________________________________________________________________

    4. ____________________________________________________________________

    Apply the standards to each of the scientific breakthroughs listed above.

    Reorder the list by placing the one that most well meets the standards

    first, and the one that least well meets the standards last.

    ________________________________________________________________________

    ________________________________________________________________________

    ________________________________________________________________________

    ________________________________________________________________________

    ________________________________________________________________________

    ________________________________________________________________________

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • هفته آتش سوزي قطارها

    • دسته بندی:

     

    روزنامه جام جم88/8/30: آتش سوزي در قطار باربري زنجان - قزوين - آتش سوزي در قطار باربري زنجان - قزوين گروه حوادث: آتش آتش سوزي در قطار باربري زنجان قزوين در كمتر از يك ساعت مهار شد و خسارت عمده اي در پي نداشت. ...
    www.magiran.com/npview.asp?ID=1989730

  • يک معتاد عامل آتش سوزي در واگن قطار مشهد- تهران اعلام شد

    گروه خراسان رضوي- معاون اجرايي شرکت قطارهاي مسافري رجا آتش سوزي در يک واگن قطار مسير مشهد - تهران را ناشي از اتفاقي دانست که بر اساس اطلاعات اوليه اين موضوع ...
    www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year... - 22 hours ago
  • آتش سوزي در قطار مسافري خرمشهر- تهران. ساعت خبر: 13:07 - تاريخ خبر: 88/11/27 ... قطار مسافري فوق العاده خرمشهر- تهران صبح امروز دچارحريق شد. ...
    www.iribnews.ir/VmkNews.aspx?ID=V643841 - 9 hours ago

     

    نظر شما راجع به نام گذاري هفته يا حداقل روزي به نام هفته آتش سوزي قطارها چيست؟ يا حداقل زنگ آتش سوزي قطارها را در مدارس به صدا در آورند. يا حداقل رشته قطار خاموشي ايجاد كنند يا ريزعلي خواجويگي را در جامعه گسترش دهند يا ... .

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شب ادراري در كودكان

    • دسته بندی:

    يكي از سوالاتي كه حداقل هفته اي يك بار از من به عنوان مشاور پرسيده مي شود در مورد شب ادراري كودكان و يا نوجوانان است. بزرگسالان را هم حتما خجالت مي كشند بپرسند ... امروز در تمام اينترنت براي معرفي كتابي در مورد شب ادراري بودم متاسفانه غير از يك كتاب 32 صفحه اي چيز ديگري نديدم. سوژه خوبي شد تا به فكر تاليف ....

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • گله كم كن كه در اين باغ

    • دسته بندی:

    مي خواستم از روزگار و چرخ گردون شكايت كنم ديدم خودم اين قدر دارم روز و شب ها در مورد تفكر مثبت و مثبت انديشي و روانشناسي مثبت گرا مقاله پيدا مي كنم و ترجمه مي كنم (براي يك كار عملي) صحيح نيست خودم گلايه كنم از بخت بد كه بد نيست و به حكم عادت چيزي گفته باشيم. اين تصنيف شجريان هم مزيد بر علت شد كه در همين زمينه مي خواند

    روزگار بر وفق مراد است و يكشنبه تعطيل و زندگي دانشجويي و كار هم هر كدام جداگانه مشكلات خاص خود را دارند چه برسد به اينكه به اتفاق باشند كه شير ژيان را هم بدرانند ... . مقاله هاي چند ده صفحه اي جدا و خواندن ها جدا و جستن علي الصباح جدا و سبيل دراز جدا(اين قسمت را به سبك حاجي نوشتم)!

    ديروز جمعيت انبوهي از مردم در راهپيمايي شركت كرده بودند و از سالهاي قبل بيشتر. بيچاره اين كساني كه مي خواهند روي ايراني ها حساب كنند و برنامه ريزي كنند ! هميشه حركاتشان غريب است و معادله پرداز و محاسبه گران را مي پيچانند!

    من از مرده نمي ترسم ولي نمي دانم چرا چند روز است كه تصوير جنازه مردي كه در زير پل عابر پياده انتهاي سي متري جي با روزنامه پوشيده شده بود و عابران بر رويش پول پرتاب مي كردند از ذهنم خارج نمي شود. چه ساده در ميان بوق ماشين ها و عجله عابران و ... خوابيده بود. گاهي مردن ساده تر از آني است كه ما فكر مي كنيم.

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • یک خبر و چندین اشتباه!

    • دسته بندی:

    دقايقي پيش
    سرنشينان قطار از ريل خارج شده تربت حيدريه به تهران اعزام شدند

    خبرگزاري فارس: مشاور مطبوعاتي و رسانه‌اي جمعيت هلال احمر خراسان رضوي از اعزام سرنشينان قطار از ريل خارج شده طبس - تربت حيدريه به تهران خبر داد.

    حجت‌ رحيم زاده در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس توانا با اشاره به اينكه شامگاه ديروز قطار طبس - تربت حيدريه - تهران با 500 سرنشين بر اثر ريزش كوه در روستاي سريشا از توابع رباط سنگ تربت حيدريه به فاصله 180 متر از ريل خارج شده بود گفت: در پي اطلاع از اين حادثه 10 تيم امدادي هلال احمر به سرعت براي كمك رساني به حادثه‌ديدگان قطار شتافتند.
    وي با بيان اينكه كمك رساني به مصدومان اين قطار از ريل خارج شده تا ساعت 2 بامداد امروز به طول انجاميد افزود: تمام سرنشينان و حادثه‌ديدگان قطار در يزد اسكان داده شدند و متعاقباً وسايل تغذيه‌اي و رفاهي آنها تأمين شد.
    رحيم زاده به نداشتن هيچ مصدومي در حادثه قطار از ريل خارج شده طبس - تربت حيدريه - تهران اشاره كرد و گفت: اين حادثه به دليل ريزش كوه و بر اثر بارش شديد باران و وزش باد با سرعت 50 كيلومتر در ساعت ايجاد شده بود.
    وي اظهار داشت: سرپرستي تيم امدادي در حادثه قطار از ريل خارج شده طبس - تربت حيدريه - تهران بر عهده فرماندار تربت حيدريه بود كه خوشبختانه با تعامل و همكاري بسيار خوب با نهادهاي مرتبط حوادث از جمله اورژانس و ديگر سازمان‌ها عمليات امداد سريع و مناسب صورت پذيرفت.
    رحيم زاده خاطرنشان كرد: 2 بيمارستان 9 دي و تأمين اجتماعي تربيت حيدريه نيز براي رسيدگي به مصدومان احتمالي اين قطار در حال آماده باش قرار داشتند.
    وي گفت: قطار حادثه ديده طبس - تربت حيدريه - تهران هم‌اينك در كنار ريل محل حادثه قرار دارد و سرنشينان اين حادثه كه بالغ بر 500 نفر بودند با قطار ديگري به تهران اعزام شدند.

    حجت‌ رحيم زاده افزود: تمامي سرنشينان و حادثه‌ديدگان قطار در يزد اسكان داده شدند و متعاقباً وسايل تغذيه‌اي و رفاهي آنها تأمين شد.

    به گزارش ايرنا، "مجتبي صادقيان" در گفت وگوي تلفني از محل حادثه در نزديکي روستاي "سريشا" از توابع بخش "رباط سنگ" تربت حيدريه واقع در مرکز خراسان رضوي گفت: مقارن ساعت 16 عصر دیروز ريزش کوه باعث برخورد سنگ بزرگي به وزن چند تن با لوکوموتيو قطار طبس، تربت حيدريه - تهران شد.

    وي اضافه کرد: خوشبختانه عليرغم برخورد شديد اين جسم سخت و سنگين و انحراف قطار به طول 180متر به هيچ يک از مسافران قطار که همگي از زائران امام رضا (ع) بودند؛آسيبي نرسيد.

    منبع:

    http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8811171741

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811171636

    من به عنوان مدیریت سایت که خود یکی از مسافران این قطار بودم وقتی این خبرها را شنیدم واقعا تعجب کردم که شاید این خبر مربوط به حادثه ای دیگر بوده است ولی وقتی که تاریخ آن به روز جمعه 17 تعلق داشت واقعا از این خبر رسانی دقیق و دروغ گویی یا اشتباه گویی غیر عمدی تعجب کردم. اما دروغ های این خبر:

    1-   فاصله 180 متر از ريل خارج شده بود. اصلا قطار از ریل خارج نشد و یا خیلی کم بود. چون من در واگن اول بودم و باید حداقل احساس می کردم و قطار تکانی می خورد! تازه مهندسین هم که در ایستگاه رخ ایستاده بودند اصلا حرفی از خروج از ریل نزدند.

    2-10 تيم امدادي هلال احمر به سرعت براي كمك رساني به حادثه‌ديدگان قطار شتافتند. اصلا هیچ فردی هم ما ندیدیم چه برسد به تیمی!

    3- كمك رساني به مصدومان اين قطار از ريل خارج شده تا ساعت 2 بامداد امروز به طول انجاميد.

     نداشتن هيچ مصدومي در حادثه قطار از ريل خارج شده طبس - تربت حيدريه - تهران اشاره كرد

    اگر هیچ مصدومی نداشت 8 ساعت به چه حادثه دیده ای امداد رسانی می کردید؟

    4-سرنشينان و حادثه‌ديدگان قطار در يزد اسكان! واقعا این نکته اش دیگر خیلی عجیب است! حادثه دیده نداشته ولی آنها را در دو استان آنورتر اسکان داده اند! یزد کجا تربت حیدریه کجا!!!!!!!

    5- با قطار ديگري به تهران اعزام شدند ! ولی من که قطارم عوض نشد توی همون واگن و همون صندلی بودم!

    6- همگی از زائران امام رضا بودند! این قطار نه به مشهد می رفت و نه از مشهد می آمد آنوقت زائر امام رضا گفتن برای چی بود آقای صادقیان؟

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • منابع كارشناسي ارشد رشته روانشناسي عمومي

    • دسته بندی:


    دروس
    منابع
    مولف
    مترجم
    1- روان شناسي رشد(ضريب 2)
    الف) مفاهيم بنيادي درروان شناسي رشد كودك
    ب) روان شناسي رشد
    ج) روان شناسي ژنتيك(2ج)
    د)پيشگامان روان شناسي رشد
    ه)روان شناسي رشد
    احدي و بني جمال


    جمعي از مولفان
    منصور دادستان

    ويليام سي گرين

    شعاري نژاد






    فربد فدایی
    2- زبان تخصصي (ضريب 2)
    الف) متن اصلي زمينه‌هاي روان شناسي(1و2)(خلاصه‌هاي آخر فصل)
    ب)
    reading in psychology
    ج) متون مرتبط با روان شناسي
    هيلگارد



    كيانوش هاشميان
     
    3- روان شناسي مرضي و كودكان استثنايي (ضريب 2)
    الف) روان شناسي مرضي(1و2)
    ب) آسيب شناسي(1و2)
    ج) آسيب شناسي(1و2)
    د) كودكان استثنايي(مقدمه‌اي بر آموزشهاي ويژه)
    ه) روان شناسي كودكان استثنايي
    و) مقدمه‌اي بر روان شناسي و آموزش كودكان استثنايي
    پريرخ دادستان

    حسين آزاد
    ساراسون
    كافمن و هالان


    بهروز ميلاني فر

    غلامعلي افروز



    بهمن نجاريان
    مجتبي جواديان
    4- آمار و روشهاي تحقيق (ضريب 1)
    الف) احتمالات و آمار كاربردي
    ب) روش تحقيق در علوم رفتاري
    ج) روش تحقيق در روان شناسي و علوم تربيتي
    د) آمار و احتمالات آماري در روان شناسي
    ه) روشهاي آماري
    علي دلاور

    سرمد و بازرگان و حجازي
    علي دلاور



    پاشا شريفي
     
    5- روان شناسي عمومي (ضريب 2)
    الف) زمينه روان شناسي(ج1و2)
    ب) روان شناسي عمومي
    هيلگارد و اتكينسون

    وندر زندن
    براهني و همكاران
    دكتر حمزه گنجي
    6- علم النفس از ديدگاه دانشمندان اسلامي (ضريب 1)
    الف) علم النفس از ديدگاه دانشمندان اسلامي
    حسن احدي، شكوه السادات بني جمال
     
    7-روان شناسي فيزيولوژيك انگيزش و هيجان (ضريب 1)
    الف) روان شناسي فيزيولوژيك
    ب) روان شناسي فيزيولوژيك
    ج) انگيزش و هيجان
    د) انگيزش و هيجان
    فابل آركارسون

    جيمز كالان

    جان مارشال ريو
    محمد كريم خداپناهي
    مهرداد يزمان



    يحيي سيد محمدي

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • چشم تر من

    • دسته بندی:

    بعد از ده روز دوری عمدی از اینترنت باز امشب کارتم را شارژ کردم و امدم پای کامپیوتر. گرفتار تضادهای تمایلاتی عجیبی شده ام. بیش از حد حضور در کلاس ها و جلسات مختلف و عدم ترمیم خستگی حوصله و شکیبایی زیادی می خواهد. صحبت چند ساعت مداوم و ...

    ترم آینده درس آمار چند متغیری داریم و من از نیم متغیری اش هم بیزارم چه برسد به...! هفته اول هم نرفتیم و همه غیبت خوردیم و دکتر سیف همه را غیبت زده است. یکی از تحقیقات جمع اوری مطالب و ترجمه اش تمام شد.

    باز پنج شنبه قطار و ترن و تهران و دود و هجوم تبر و آهن و دود و میدان انقلاب و کتابفروشی ها و اتوبوس های بی آر تی و ...

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • نیمه شب زمستانی

    • دسته بندی:

    يك شب بيا تو منزل ما

    حل كن تو صد مشكل ما

    اي دلبر خوشكل ما

    دردت به جان ما شد

    روح و روان ما شد

    نيمه شب زمستاني و من مشغول ترجمه متوني براي مقالات اخر ترم هستم و با وجود خستگي مفرط  ناشي از دو ساعت رانندگي و 5 ساعت صحبت كردن در كلاس ضمن خدمت و ... نواي ملكوتي شجريان در البوم خزان كه شعر بالا قطعه اي از آن است  مرا به وجد آورده است. دنيا با صداي شجريان چه قدر زيباست و چه قدر اين نوا روح انگيز است . اين مساله را بارها گفته ام و بار دگر هم مي گويم.

    ميان ترم است و معمولا زمان زمستان خوابي دانشجويان ولي با اين وجود من سخت گرفتارم و مشغول. ولي به قول حاجي خوب هنوز فرصت پرداختن به عاشقي و شجريان و حافظ را دارم كه خودم هم نمي دانم چطور اينها با هم جمع مي شوند.

    شبي خوش است به اين قصه اش دراز كنيد. نه فكر خوشه باشيد و نه فكر دنيا......

    کتاب بیگانه البر کامو را خوندم. داستانی کوتاه ولی واقعا متفاوت و تفکر برانگیز. نگاه کردن به انسان از زاویه ای کاملا متفاوت.

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • كه كشد؟

    • دسته بندی:

    ای شاهد قدسی که کشد بند نقابتخوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوزدرویش نمی​پرسی و ترسم که نباشدراه دل عشاق زد آن چشم خماریتیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتهر ناله و فریاد که کردم نشنیدیدور است سر آب از این بادیه هش دارتا در ره پیری به چه آیین روی ای دلای قصر دل افروز که منزلگه انسیحافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبتکاغوش که شد منزل آسایش و خوابتاندیشه آمرزش و پروای ثوابتپیداست از این شیوه که مست است شرابتتا باز چه اندیشه کند رای صوابتپیداست نگارا که بلند است جنابتتا غول بیابان نفریبد به سرابتباری به غلط صرف شد ایام شبابتیا رب مکناد آفت ایام خرابتصلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • استخدام

    • دسته بندی:

    بانك كارآفرين جهت تامين نيروي انساني مورد نياز با هدف انتخاب اشخاص كارآمد نيازمند اطلاعات و مشخصات شما علاقمندان به كار در اين بانك مي‌باشد.
    فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي رياضيات كاربردي، صنايع، حسابداري، اقتصاد و ديگر رشته‌ها مي‌توانند با پر کردن فرم زير درخواست خود را اعلام نمايند.

    واحد فن آوري اطلاعات بانک کارآفرين از افرادي که داراي يکي از تخصص هاي ذيل باشند دعوت به همکاري مي نمايد. ضمنا در کليه موارد آشنايي با زبان انگليسي الزامي است.
    واجدين شرايط مي‌توانند رزومه خود را به آدرس itjobs@karafarinbank.com ارسال نمايند.

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شما در کدام خوشه اید؟

    • دسته بندی:

    طنز اقتصادی:

    به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، بر اساس اظهارات محمد مدد رئيس مركز آمار ايران كه اعلام كرد، در خوشه يك، درآمد سرانه هر نفر 788 هزار و 381 ريال و در خوشه دو درآمد سرانه هر نفر يك ميليون و 303 هزار و سه ريال است، درآمد خانوارهاي يك تا ده نفره كه بر اساس آن در خوشه هاي يك يا دو قرار مي گيرند و به آنها يارانه تعلق مي گيرد، به شرح زير توسط خبرنگار فارس محاسبه شده و آمار و ارقام آن هنوز از سوي مراجع رسمي تائيد نشده است.


    بنابراين گزارش، در خانوارهاي دو نفره، اگر مجموع درآمد خانوار پايين تر از 157 هزار و 676 تومان باشد در خوشه اول و اگر درآمد آنها كمتر از 260 هزار و 600 تومان باشد در خوشه دوم قرار مي گيرند. همچنين خانوارهاي دو نفره با مجموع درآمد بالاتر از 260 هزار تومان يارانه نمي گيرند.


    خانوارهاي سه نفره اي كه مجموع درآمد آنها كمتر از 236 هزار و 514 تومان باشد در خوشه اول جاي مي گيرند و اگر درآمد آنها كمتر از 390 هزار و 900 تومان باشد در خوشه دوم قرار مي گيرند و به بالاتر از اين رقم يارانه تعلق نمي گيرد.


    به گزارش فارس، خانوارهاي چهار نفره با مجموع درآمد كمتر از 315 هزار و 352 تومان در خوشه اول، با درآمد كمتر از 521 هزار و 200 تومان در خوشه دوم و با درآمد بالاتر از اين در خوشه سوم (بدون يارانه) قرار مي گيرند.
    ..............

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • قانون

    • دسته بندی:

    من نمی دانم چه حسی شما نسبت به جاسبر دارید اگه درست گفته باشم همان کسی است که ژان والژان را می خواست به جرم فرار از قانون دستگیر کند. من هم همان حس را نسبت به قانون مداری دانشگاه علامه دارم. آقا استاد هنوز مباحثش در ترم تمام نشده و گفته است در ترم اینده بعد از اتمام درس از شما امتحان می گیریم. حالا اقایان می گویند برای رعایت قانون شما روزی که برایتان امتحان گذاشته اند باید بیایید و برگه حضور و غیاب را امضا کنید و بروید تا قانون ترک برندارد. حتی از تربت باید ۱۲۰۰ کیلومتر را بروی تهران تا یک امضا بزنی! تازه ۵ روز هم بمانی تا امتحان بعدی را که استاد تحقیق داده و امتحان ندارد امضا بزنی!

    هر چند به قول هم کلاسی سر پل ذهابی مان این جوری ادم خیلی احساس بزرگی می کند که این قدر امضایش مهم باشد که .....

    به سلامتی مسئولیت اداره دانشگاه کوچک شهرمان که مدت ۲سال و نیم بر دوش من بود به کسی دیگر واگذار شد و خیلی از این بابت احساس سبکی می کنم هرچند بعد از ۵ ماه از استعفا دادنم این کار صورت گرفت. احساس ازادی بیشتری هم دارم.

    دیشب توی قطار خواب افتادم و بعد از اینکه از تربت رد شد از خواب بیدار شدم. نتیجه این شد که ۱۵۰ کیلومتر را با ماشین برگشتم!!!

    امتحان دکتر سیف هم به خوبی و خوشی برگزار شد.

    دعا: خدایا از تو متشکرم که مثل آن بزرگ اندک دشمنان را از بین احمق ترین مردم قرار دادی!

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • تعطیلی وبلاگ ها

    • دسته بندی:

    نمی دانم به یقین ولی از انجایی که اکثر وبلاگ نویسان دانشجویند باید مثل من وبلاگ هایشان تعطیل باشد. تا بعد از امتحانات. امشب تهرانم و سیزده متری حاجیان و با اقا شکیبا و مشغول خواندن کتاب ۶۰۰ صفحه ای ادانل ریو و اسمیت برای درس دکتر سیف. نمی دانم نمره خواهم اورد یا نه . چون زیر ۱۴ رد و زیر شانزده مشروطی . بهر حال امید به خدا.

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • راه دشمن

    • دسته بندی:

    کچبی دید عقابی خود سر

    می برد جوجککان را یکسر

    خواست این حادثه را چاره کند

    ببرد راهش و آواره کند

    کرد اندیشه و کرد اندیشه

    برگرفت از بر خود آن تیشه

    رفت از ده پی آن شرزه عقاب

    پل ده را سر ره کرد خراب

     

    راه دشمن همه نشناخته ایم

    تیشه بر راه خود انداخته ایم

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • تاخیر دنباله دار

    • دسته بندی:

    زندگی قصه مرد یخ

     فروشیست  که از او پرسیدند

     فروختی؟ گفت: نخریدند

    تمام شد...

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • به نقل از یک دوست

    • دسته بندی:

     به نقل از یک دوست:

    من از سياست بسيار متنفر هستم و حالم از اين مقوله به هم مي خورد . ولي گاهي حرفهايي پيش مي ايد كه دوست دارم چند كلمه اي بنويسم از جمله ي اين كار ها مسئله پاره كردن عكس است

    من بنوبه ي خودم با پاره كردن عكس مخالفم ، اگر پاره كردن عكس كار خوبي مي بود ما ايرانيها بايد بهترين ادمهاي روي كره زمين مي بوديم زيرا ما در تاريخ عكس زياد پاره كرده ايم و اتفاقا همين پاره كردن عكس موجب مي شود كه همچنان كه عكس دو تيكه مي شود جامعه نيز دو تكه شود در حالي كه ما بايد به اتحاد فكر كنيم .

    من معتقدم مشكلات مملكت ما به هيچ وجه بسته به حكومت نيست و به عبارتي ديگر هر كس در مملكت ما باشد در هر صورت ما همين خواهيم بود كه هستيم .

    من توجه شما را به جنس تفكر خودمان معطوف مي كنم واقعا جنس فكري ما چيست و اصلا فكر در كجاي زندگي ما جاريست ؟

    شما به يك گوسفندار نگاه كنيد او وقتي مي خواهد گوسفندانش را بفروشد به انها نمك مي دهد تا انها مرتب اب بخورن

    شما با يك پليس نگاه كنيد وقتي كه شما با ماشين تويوتا به تهران برويد و تمام قوانين را رعايت كنيد باز هم شما سه مرتبه جريمه مي شويد كه البته نقدي با شما حساب مي كنن زيرا اخاذي از شما را حق خود مي دانن و اگر با يك نيسان دور ايران را بگرديد و هر طوري هم برانيد كسي به شما كاري ندارد

    شما به يك دانشجو نگاه كنيد روزي سه ساعت با تلفنش بازي مي كند روزي چهار ساعت دنبال هم كلاسي هاي دخترش راه مي رود ، با چه لحني با استادش حرف مي زند و بعد نمره هم به چه شكلي مي گيرد ، چون من خودم را هنوز دانشجو مي دانم و سالها با دانشجويان بوده ام بايد بگويم اگر در اين ميان چرت بزني از دانشگاه يك معتاد بيرون مي ايي ، و ايا رفتار دختران دانشجو را مي توانم شرح دهم ؟؟؟ چرا دانشجويان ما هر كدان سعي نمي كنن پيام آور عقل و انسانيت به جامعه باشن ، اگر واقعا دانشجويان ابزاري در دست قدرت نيستن چرا هر كدامشان قادر نيستن اقل كم فاميل و خانوادشان را رهبري كنند و به انها اطلاعات مفيد بدهن در حالي كه در بين خانواده هاي ما اينقدر خرافه و جهل وجود دارد و علت تمام فلاكت ها هم همين مسائل مي باشد ، در موبايل هر كدام از ما دانشجويان ممكن است چندين فيلم ... باشد ولي در ذهن چند تاي از ما خلاقيت و انديشه ي نويني نهفته است . من از شما دانشجویان یک سوال دارم . شما واقعا در خلوت خود وقتی که نه  اجتماعی هست نه سیاستی هست و نه خانواده ای ونه ... واقعا چقدر روشنفکر هستید ، منظورم این است که ایا به جای دادن نظرات روشنفکرانه درباره سیاست و سیاست مداران حاضرید درباره خود و افکار و پندار ها و هوس ها و خواسته و اقتصاد  و... و خلاصه همه چیز خودتان ، روشنفکرانه حرف بزنید بطوری که شما بگویید و دنیای روشن به ان مهر قبول بزند و شما فردی سبک و راحت به نظر برسید یا اینکه حرف فقط حرف عقده است ؟؟؟

    من معتقدم هيچ كس قادر نيست مردم و جامعه اي را خوشبخت كند مگر انكه تك تك انها خود بخواهند خوشبخت زندگي كنن و اين زندگي به نشستن و لم دادن پاي كامييوتر و ياد گيري چند اصطلاح دهن پر كن نيست حالا چي شما بگي يك ذره كوچك چه بگي يك ابسيلون چي بگي جزم گرا و متحجر و چي بگي دگماتيسم چندان توفيري ندارد .

    شايد من نتوانستم بدرستي منظورم را بيان كنم زيرا اين حرفها متاسفانه مايه سوء برداشت هست .

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شبكه اشكنه و خرپلك

    • دسته بندی:

    نمي دانم تا چه اندازه شما شبكه استاني خراسان رضوي را مي بينيد. اين شبكه شبي نيست كه من بازش نكنم و آن هم اشكنه درست كردن يك زن روستايي و يا بازي هايي كه ده ها سال قبل منسوخ شده اند و از بين رفته اند را نشان ندهد. من نمي دانم واقعا آيا تمام ظرفيت يك استان همين است؟ آيا روستا فقط خرپلك(يك بازي محلي مثل پرش) و اشكنه دارد؟ آيا اگر هر روستا رفتي بايد يك پيرزن را پيدا كرد و .... آيا نبايد از آسفلت نيمه كاره 17 سال قبل كه رها شد و هنوز هم وسط روستا خرابه اي بيش نيست نشان داد و .. .

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • جريان آرام زندگي

    • دسته بندی:

    جريان آرام زندگي

    يك شب پاييزي زيبا. آرام . در خانه اي گرم و در سكوت زيباي روستا. نواي ملكوتي شجريان و شعر زيباي حافظ:

    پري رويان قرار از دل چو بنشينند بستانند                       .................

    بعد از دو هفته نسبتا كم كار و نرفتن به پايتخت دوباره از فردا سرم شلوغ مي شود: كار اداري ؛ كلاس ضمن خدمت انگيزش در آموزش و آخر هفته تهران و مقالات براي كلاس تغيير رفتار و ...

    ولي بهر حال زيبايي زندگي در همين كش و قوس هايش است. عيد غدير هم بهانه خوبي براي سر زدن به خاله و عمو و چند تن ديگر شد. كاشيكاري طبقه دوم در حال اتمام است و حكايت همچنان باقيست.

    كلي اسلايد براي كلاس تهيه كرده ام ولي روي سي دي رايت نمي شوند.

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • گرايش هاي متضاد افراد خلاق

    • دسته بندی:

     

    چند سال است كه به موضوع خلاقيت علاقمندم و در اين زمينه تقريبا حرفي براي گفتن دارم. امروز براي نوشتن يكي از مقالات به سراغ مطالب و دفترچه هايي كه در مورد خلاقيت داشتم رفتم. اين مطلب را كه از مقاله هوتز(۲۰۰۱) ترجمه كرده بودم جالب بود.آن را در اينجا تقديم مي كنم به دوستي كه او را نمونه روشني از خلاقيت مي دانم.

    سيگزنت مي هالي مي گويد افراد خلاق گرايش هاي متضادي دارند از جمله اين موارد :

    1. افراد خلاق انرژي بدني زيادي دارند و در عين حال اغلب در حال استراحتند و ساكتند.
    2. افراد خلاق گرايش دارند كه باهوش باشند(در معناي سنتي دانستن چيزها) ولي ممكن است كاملا ساده لوح هم به نظر برسند.
    3. افراد خلاق ممكن است كاملا سر به هوا و بي نظم به نظر برسند ولي مي توانند به طور استثنايي سخت كوش و مسئوليت پذير نيز باشند.
    4.  افراد خلاق مي توانند بين تخيل و پرواز خيال از يك طرف و خيلي در روي زمين بودن به تناوب تغيير كنند و خيال و واقعيت را به هم پيوند دهند.
    5. به نظر مي رسد كه افراد خلاق به گرايشات متضاد درونگرايي و برونگرايي پناه مي برند.
    6. افراد خلاق هم بسيار فروتن اند و هم به طور همزمان از پيشرفت هايشان احساس غرور مي كنند.
    7. افراد خلاق گرايش به فرار از رفتارهاي قالبي جنسيتي مردانه و زنانه دارند.
    8. افراد خلاق از لحاظ فكري متمرد و خودمختارند با ين حال آنها نمي توانند در غياب دانش، قوانين و قرادادهاي عرفي جامعه چيزي خلق كنند. آنها ارزش هاي فرهنگي خود را دروني كرده و در عين حال غريزه زير سوال بردن چيزهاي مسلم و فرضيات را نيز حفظ مي كنند.
    9. افراد خلاق هم در مورد كارشان احساساتي اند و به همان اندازه در مورد آن معقول و عيني اند.
    10. آزادي و حسايت افراد خلاق آنها را در معرض درد و رنج و در عين حال لذت و خوشي زيادي قرار مي دهد. 

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • این هم نظری است

    • دسته بندی:

    در وبلاگ یکی از دوستان این مطلب در لابلای مطالب نوشته شده بود.

    ...

    يا مثلا وقتي حرف از حقوق معلمها و اعتصاب كردنشان مي شه سريعا جبهه گيري مي كنم و مي گم از نظر من اصلا حقوق معلمها با توجه به كاري كه انجام مي دن و امتيازاتي كه مي گيرن كم نيست تازه اين قشر كه هرگز از كيفيت تحصيل و چرت و پرت بودن كتابهاي تحصيلي و ... كه گله مند نيستن اينها فقط پول بيشتري مي خوان خب جوابشون يك كلمه است : آقاي محترم و يا خانم محترمه حقوق همينه اگر شما فكر مي كني كمه ، استعفا بده برو خودت بيشترشو در بيار ، كسي كه مجبورت نكرده اين همه ديپلم و ليسانس بيكار تو اين مملكت هست كه راضي اند رفتگري كنن .

    ....

    نظرتان چیست در مورد این نظر؟

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شعر زمستان اخوان ثالث

    • دسته بندی:

    شعر زمستان اخوان ثالث را سالها پیش در جزوه درسی یکی از بچه های رشته ادبیات فارسی در یکی از اتاق های خوابگاه طرشت دیدم . خیلی لذت بردم. ان زمان نمی دانستم که این یکی از معروف ترین اشعار اخوان است.  از آن زمان آن را بیش از صدها بار خوانده ام ولی باز هم برایم جذاب و جالب است. حتی آن را گاهی با خودم زمزمه می کنم و لذت می برم. چندین بار هم آن را در وبلاگم گذاشته ام!


    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    سرها در گریبان است.

    کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

    نگه جز پیش پا را دید نتواند

    که ره تاریک و لغزان است

    وگر دست محبت سوی کس یازی

    به اکراه آورد دست از بغل بیرون

    که سرما سخت سوزان است

    نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

    نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

    زچشم دوستان دور یا نزدیک

    مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

    هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...

    دمت گرم و سرت خوش باد

    سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

    منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

    منم من سنگ تیپا خورده رنجور 

    منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور

    نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

    بیا بگشای در بگشای دلتنگم

    حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

    تگرگی نیست مرگی نیست

    صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

    من امشب آمدستم وام بگذارم

    حسابت را کنار جام بگذارم

    چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد

    فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

    حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است

    و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده

    به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

    حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان

    نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین

    درختان اسکلت های بلور آجین

    زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

    غبار آلوده مهروماه

    .

    .

    زمستان است......

    .............................................................................................

    نقد شعر زمستان اخوان

    به قلم محمد کاظم کاظمی

     

     

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • تكرار تاريخ

    • دسته بندی:

     

    نمي خواستم از خودم و كارها و روزگارم بنويسم ولي آقاي رستمي و دوستي ديگر مثل اينكه از اين سري مطالب لذت بيشتري مي برند. منظورم از تيتر بالا ان نظريه معروف در مورد تاريخ و ... نيست؛ بلكه به تاريخ و حوادث روزمره برمي گردد. روزگاري كه خيلي هم دور نيست بر پدرم به خاطر خيلي از كارها خرده مي گرفتم (البته يا در فكر يا در واقع اما مودبانه) و مي گفتم چرا اين ها را درك نمي كنند و مسايل به اين وضوح را مي پيچند و يا چرا اين قدر محافظه كارند و چرا به اين زندگي بي سر و صدا بي چالش و هيجان راضي شده اند و قس عليهذا. اما حالا خودم به برادر كوچكم دارم همان توصيه ها را مي كنم. الان خودم به جوانان و كارهايشان و تصورات غيرواقعي و شان مي خندم. الان خودم دنيا را ارام مي خواهم. الان خودم را مي توانم بدون ارتباط با دوستان و .. زنده و پويا ببينم. الان واقع بين تر شده ام. الان اگر برادرم به قدما خرده مي گيرد كه كم پيشرفت كرده ايد و چنين و چنان به او مي كويم كه برادرم شايد ما در مدت خيلي كوتاه تر بتوانيم به مال و ثروت و موقعيت اجتماعي و اقتصادي و رفاه و ...بيشتري نسبت به پدر و پدرانمان برسيم ولي آيا از آنها پيشرفته تريم؟ آيا مي توانيم ادعاي خوش بختي بيشتري نماييم؟ آيا مي توانيم با تمام اين امكانات آرامش آنها را بيابيم؟

    چند سال قبل كه در خانه پدر بودم قبل از اذان پدر و مادر از خواب بيدار مي شدند و نماز و دعا و مسجد و كتاب خواندن بابا با صداي بلند و تعريف كردن آنچه خوانده براي مادر و چايي و آبجوش ... (و الان هم اين روال ادامه دارد) كار هميشگي بود و من در زير لحاف به سادگي آنها خرده مي گرفتم ولي حالا حسرت مي خورم كه كاش من هم و ما هم و همه جوانها هم مي توانستيم اين قدر با ارامش زندگي كنيم. اگر سواد بيشتر ماها همراه با صفا و سادگي و ايمان آنان مخلوط گردد چه قدر زندگي زيبا مي شود.  حيف فرصت كم است و حرف ها فراوان. نمي دانم تا چه حد منظورم را بيان كردم!

     

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • سنگي بر گوري

    • دسته بندی:

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • عکس کیه؟ اگه تونستید حدس بزنید!

    • دسته بندی:

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • زندگینامه دکتر علی اکبر سیف

    • دسته بندی:

    زندگينامه دكتر علي اكبر سيف با نام جمعه ها توسط انتشارات ديدار منتشر شد. اين كتاب توسط خود دكتر سيف نگاشته شده است. دكتر سيف  استاد مسلم روانشناسي تربيتي در ايران است که برای تمامی دانشجویان روانشناسی و معلمان و جامعه آموزش و پرورش شخصیت شناخته شده و محبوبی است. من هم دوباره بعد از سالها افتخار حضور در کلاس ایشان را یافته ام. بخشی از زندگینامه ایشان را به نقل از سایت دانشگاه علامه با هم می خوانیم.

    من در سال 1320 در شهر نهاوند به دنيا آمدم. تحصيلات دبستان و دبيرستان را در همين شهر گذراندم. پس از پايان رساندن تحصيلات و دريافت گواهي نامة ديپلم دبيرستاندر رشتة رياضي، براي گذراندن دورة نظام وظيفه، داوطلب خدمت در سپاه دانش شدم. پس از 4 ماه دورة تعليماتي (نظامي و تربيت معلم)، 14 ماه خدمت در روستا به عنوان معلم در دورة اول سپاه دانش، و 4 ماه دورة تكميلي تعليماتي (تربيت معلم)، در مهر ماه سال 1343 به عنوان معلم روستاهاي نهاوند در خدمت آموزش و پرورش در آمدم.

    چند ماه پس از استخدام در آموزش و پرورش (دي 1343)، به عنوان سپاهي ممتاز، براي ادامة تحصيل در دورة يك سالة تربيت سرپرست سپاه دانش از سوي مؤسسة تحقيقات تربيتي (دانشسراي هاي عالي سابق و دانشگاه تربيت معلم فعلي) انتخاب و به تهران فراخوانده شدم. پس از پايان يافتن دورة يك سالة سرپرستي سپاه دانش، در دورة ليسانس (دورة سه سالة مكمل) يك سال نخست در رشتة آموزش و پرورش با گرايش روانشناسي پذيرفته شدم و در سال 1347 به دريافت درجة ليسانس (به تعبير امروز كارشناسي) از دانشسراي عالي سپاه دانش كه از دانشسراي عالي تهران مستقل شده بود نايل آمدم. از آنجا كه در ميان فارغ التحصيلان ليسانس دورة اول دانشسراي عالي سپاه دانش رتبة اول را كسب كرده بود، از سوي وزارت آموزش عالي براي ادامة تحصيل در دورة فوق ليسانس (كارشناسي ارشد) و دكتري در رشتة روانشناسي تربيتي يك بورس 4 ساله به من اعطا شد و در شهريور 1358 به كشور ايالات متحدة امريكا اعزام شدم و در دانشگاه ايلينويز جنوبي تحصيل در دورة تحصيلات تكميلي را آغاز كردم. در خرداد 1350 دانشنامة فوق ليسانس (كارشناسي ارشد) و در خرداد 1352 دانشنامة دكتري (Ph.D) را از همان دانشگاه كسب نمودم. در تيرماه 1352 به ايران بازگشتم و بلافاصله در دانشسراي عالي سپاه دانش كه بعداً به دانشگاه سپاهيان انقلاب و سپس به دانشگاه ابوريحان بيروني تغيير نام يافت و پس از انقلاب با چند دانشگاه و مؤسسة آموزش عالي ديگر ادغام شد و مجتمع دانشگاهي ادبيات و علوم انساني (دانشگاه علامه طباطبائي فعلي) را به وجود آورد با سمت استادياري به آموزش و پژوهش مشغول شدم.

    از 1352 تاكنون در آموزش عالي ايران مشغول خدمت بوده و به تدريس و تأليف و پژوهش در رشتة روانشناسي تربيتي (پرورشي) اشتغال داشته ام. سمت هاي اجرايي من شامل دو سال رئيس دانشكدة علوم تربيتي دانشگاه سپاهيان انقلاب ايران، يك دوره مدير گروه روانشناسي پيام نور، و يك دوره مدير گروه روانشناسي تربيتي دانشگاه علامه طباطبائي بوده ام.

     

    تقديرنامه ها

    - برگزيده شدن كتاب سال

    - برگزيده كتاب سال

    - جشن هزار و يكمين كتاب دانشگاه پيام نور

    - فارغ التحصيل رتبة اول رشته آموزش ابتدايي

    - اهدائي فصلنامه تعليم و تربيت.

    - اولين سمينار راهنمايي و مشاوره

    - دومين همايش فناوري آموزشي

    - اولين كنگرة سراسري روانشناسي

    - بزرگداشت خادمان نشر دانشگاه علامه طباطبائي

    - پژوهشگران نمونة دانشگاه علامه طباطبائي

    - اهدايي دانشگاه آزاد اسلامي (واحد خوراسگان)

    - سومين مجمع زبان و ادب فارسي

    - روز پژوهش

    - استاد نمونة دانشكدة پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي

    - استاد برگزيدة دانشكدة روانشناسي و علوم تربيتي علامه طباطبائي

    - سمينار مسائل نوجوانان و جوانان

    - سخنراني براي دبيران ارامنه در زمينه كتابداري

    - اهدائي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائي

    - اهدائي دانشجويان رشته روانشناسي و انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبائي

     

    كتاب ها

    - روانشناسي پرورشي نوين

    - اندازه گيري، سنجش و ارزشيابي آموزشي

    - سنجش، فرآيند و فرآورده هاي يادگيري.

    - تغيير رفتار و رفتار درمان

    - روشهاي يادگيري و مطالع

    - اندازه گيري و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي

    - روش تهية پژوهشنامه

    - روانشناسي تربيتي

    - اندازه گيري و سنجش در علوم تربيتي

    - مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري

    - فراسوي آزادي و شأن

    - ويژگي هاي آدمي و يادگيري آموزشگاهي

    - روشهاي مطالعه

    - طبقه بندي هدفهاي پرورشي

    - رفتار درماني، كاربرد و بازده ها

    - واژه نامة روانشناسي و زمينه هاي وابسته

    - تاريخ روانشناسي نوين

     مقالات

    - كارآيي معلم و تربيت معلم

    - مفاهيم و اصول و روش تدريس آنها

    - كاربرد ملاك مطلق و نسبي در امتحان و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي

    - سؤالات چند انتخابي و نحوة تهية آنها

    - اشاره اي به نظرية يادگيري و نقدي بر كتاب «فراسوي آزادي و حرمت ب.اف. اسكينر»

    - ارزشيابي اثربخشي فعاليتهاي آموزشي معلمان به وسيله دانشجويان

    - اشاره اي به علم رفتار و نگاهي به كتاب «آنسوي آزادي و شأن»

    - طرحهاي پژوهشي تك آزمودني.

    - آموزش به كمك روشهاي تغيير رفتار

    - روشهاي افزايش رفتارهاي مطلوب موجود در دانش آموزان

    - روشهاي ايجاد رفتارهاي مطلوب تازه در دانش آموزان

    - زنجيره كردن رفتار

    - روشهای نگهداری رفتارهای مطلوب

    - روشهاي كاستن رفتارهاي نامطلوب

    - روشهاي منفي كاستن رفتارهاي نامطلوب

    - تنبيه

    - درماندگی آموخته شده

    - تعریف و طبقه بندی تفکر

    - ارزشیابی دانشجویان از استادان؛ تا چه اندازه می توان به آن اعتماد کرد؟

    - استرس و اضطراب از دیدگاه نظریه های یادگیری

    - آموزش معلم محور و آموزش کتاب محو

    - بازنگری کتابهای روانشناسی دورة آموزش متوسطة عمومی

    - تأثیر موفقیت و شکست تحصیلی بر سلامت روانی دانش آموزان

    - ملاکهای شایستگی معلم

    - روش آموزش متقابل وسیله ای برای پرورش راهبردهای شناختی و فراشناختی

    - روابط منبع کنترل درونی- بیرونی و الگوهای رفتاری

    - روش تهیة پژوهشنامه در روان شناسی و علوم تربیتی

    - مقايسة اثربخشي روش آموزشي مبتني بر يادگيري در حد تسلط

    - روشهاي ارزشيابي معلم

    - مقايسة سبكهاي يادگيري دانشجويان با توجه به جنسيت

    - نظرية سازندگي يادگيري و كاربردهاي آموزشي آن

    - تكنولوژي آموزشي و روانشناسي يادگيري.

    - مقايسة سبكهاي يادگيري (وابسته به زمينه و نابسته به زمينه) دانش آموزان

    - بررسي تحولي سبكهاي تفكر در دانش آموزان و دانشجويان

    - اثربخشي آموزش راهبردهاي يادگيري بر سرعت خواندن، يادداري و درك

    - مفهوم سنجش و تأثیر آن بر روش آموزش معلم و کیفیت یادگیری دانش آموزان

    - مقایسة اثر بخشی درمانهای رفتاری، شناختی و گروه درمانی در درمان اعتیاد

    - تأثير دانش فراشناختي و آموزش روش خودپرسشگري هدايت شده

    - راهبردهاي مطالعه و يادگيري دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مشهد

    - تأثیر سن و جنس بر تحول صلاحیت راهبردی حساب در کودکان ایرانی

    - تأثير مشترك راهبردهاي يادگيري و سبكهاي تفكر بر درك مطلب دانش آموزان

    - نقش باورهاي انگيزشي، راهبردهاي يادگيري و جنسيت در عملكرد تحصيلي

    - تأثير ميزان دانش معلم از موضوع تدريس بر نحوة بيان مطالب و يادگيري.

    - نه هوش هيجاني، نه هيجان هوشي

    - تأثير راهبردهاي سازماندهي، علامت گذاري و حاشيه نويسي و خلاصه كردن

    - تأثير ارزشيابي توصيفي بر ويژگيهاي شناختي، عاطفي و رواني- حركتي دانش آموزان.

    -Learning and study strategies of medical students in Mashhad ........192

    - چگونگي تشكيل مفاهيم رياضي در كودكان

    - سه روش آموزش حفاظت محیط در مدرسه به عنوان مراحل متوالی اجرای عملی

    - تأثیر پژوهش بر فعالیت آموزش و پرورش.

    - چه بر سر روان شناسي به عنوان علم رفتار آمده است؟

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • و فصل ها نیز می گذرند

    • دسته بندی:

    نیمه شب پاییزی قشنگی داشته باشید و به قول زینب دستاتونو مربی مهد گفته بشویید که آمبولانسای خوکی نگیردتون. ولی زیاد نگران نباشین چون به قول همکارمون با این روند ممکنه سال دیگه آنفولانزای سگی بیاد و اون سال دیگه اش خری و اون سال دیگش هم ماری و عنتری و ....

    پاییز را دوست دارم چون همیشه برای من همراه با تغییر و تحول بوده است. تغییرات شیرین. همکاران جدید. دوستان جدید . دانش آموزان جدید و ...

    دیگه واقعا با گرفتن بلیط قطار تا ۴۰ روز آینده روی ریل افتادیم. فقط خدا کند قطار از ریل نیفتد.

    فرصتی زیبا فراهم شده است تا به دنبال علایق رشته ای خودم بروم. از الان دارم دنبال موضوع جالبی برای رساله ام می گردم و ...

     

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • انقطر ینقطر انقطار

    • دسته بندی:

    سلام

    امشب شب تولد امام رضا است. هميشه در عبدل آباد اين جور وقتا در سه چهار نقطه چراغاني مي كنند و توي همون خيابون جشن مي گيرند و مردم به طور خودجوش شيريني پخش مي كنند. امشب اندك فراغتي دست داده است و هوس نوشتن كردم. فردا هم بليط قطار گير نيامد و مجبور شدم بليط اتوبوس بگيرم. ولي در عوضش هشيار شده و تا 15 آذر را از طريق اينترنت بليط قطار رفت و برگشت گرفتم. به شما هم توصيه مي كنم كه عضو سايت رجا شويد و با داشتن يك حساب در بانك ملت هر وقت مي خواهيد با قطار مسافرت كنيد براي خودتان بليط بگيريد.

    اوايل مهر كه براي ثبت نام به دانشگاه رفتيم اول گفتند كه چون شما شاغليد خوابگاه نمي دهيم و بعد هم شانسي شانسي يك خانه خوب و مناسب پيدا كرديم و اجاره كرديم و ديگه هم دنبال خوابگاه نرفتيم. مزيتي كه خانه نسبت به خوابگاه دارد اين است كه خوابگاه ساعت 11 به بعد بسته مي شود و براي ما كه معمولا قطار ساعت 2 شب مي رسد خوب نيست. بهر حال خانه ما در انتهاي سي متري جي قرار دارد و پذيراي دوستان مي باشيم. صاحب خانه هم يك مرد حدودا 40 ساله گل.

    مسافرت با قطار يك خوبي بزرگي كه دارد علاوه بر راحتي اش اين است كه با زندگينامه خيلي از ادماي جورواجور اشنا مي شويد. در اين مورد بيشتر خواهم نوشت.

    ديگه كم كم داشت برام تبديل به يك رويا مي شد. مثل روياهايي كه از سربازي دارند. مثل خاطرات جواني خيلي ها كه همراه با يك سوز و آهي كشدار از اونا ياد مي كنند. ديگه داشتم بين واقعيت و تخيل دودو مي زدم. ديگه داشتند روزي روزگاري مي شدند. ولي الان گرچه بازم نمي شه گذشته را برگرداند، گر چه نمي شه پارك هتل و اتاق هاي شلوغ و جواني و مجتبي زاده و كتري سياهشو فيروز و صالحي و حاجي با اون چاي هاي قد كشيده شونو برگردوند ولي بازم مي شه خوش بود كه بازم دانشجويم. ده سالي بود كه اضطراب امتحان نگرفته بودم. ده سالي بود كه هميشه اين ور بودم و جدا و ده سالي بود كه فقط مي گفتم و ... ولي حالا دوباره كلاس و كتاب و امتحان و آقا اجازه و غيبت كردنا پشت سر استادا و ... خيلي چيزاي شيرين ديگه داره زنده مي شه. شايد نشستن سر كلاس دكتر سيف برام تبديل به خاطره شده بود و فقط كتاباشون بود و ... ولي حالا بازم از تو سالن كه رد مي شم دكتر نوروزي را مي بينم و دكتر عليايي و تو اتاق اينترنت دكتر .... كساني كه چند سالي فقط تو قفسه خاطرات و قفسه كتاب هام بودند .

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • هر دم از این باغ

    • دسته بندی:

    این روزها همیشه و در همه جا در ذهنم مشغول وبلاگ نویسی هستم ولی فرصت ندارم این ذهنیاتم را روی صفحه کامپیوتر بریزم. هفته ای دو شب در قطارم و یک شب تهران و چهار شب خانه . چهار روز کار در آموزش و پرورش و دو روز حضور در دانشگاه. ترجمه و ارایه به کلاس. يك مساله ديگر هم ذهنم را به شدت مشغول كرده و مرا نگران.

    خدايا چنان كن سرانجام كار

    تو خشنود باشي و ما رستگار

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • پل نساز بهر كسي اول خودم دوم خودت

    • دسته بندی:

    سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بودبا هم زندگی میکردند.

    یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند.
    از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی دررا باز کرد، مرد نجـاری را دید.

    نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟


    برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهردر وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .

    سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
    نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟
    نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !
    هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!

    کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
    در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
    وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است...
    کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
    نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • آداب سخنراني

    • دسته بندی:

    امروز تقربيا بدون آمادگي براي جلسه معاونين مدارس شهرستان سخنراني كردم كه خيلي خوب از كار درآمد.گفتن از خود و تجارب روزمره با زباني صميمانه و صادقانه گاهي آنقدر تاثير خوبي بر جاي مي گذارد كه گاهي حتي آمادگي چند روز قبل هم نمي تواند اين چنين تاثيري داشته باشد. البته اين حرف به معناي عدم لزوم آمادگي نيست.

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • نقش مدرسه و معلم درايجاد بهداشت رواني دانش آموزان به بهانه 24 لغايت 30 مهر (هفته بهداشت رواني)

    • دسته بندی:

    اگر بهترين دفاع، تهاجمِ خوب است، بنابراين ارتقاي سلامت نيز بهترين شكل بهداشت رواني به شمار مي آيد. علم و هنر كمك به مردم براي شيوه ي زندگيشان براي رسيدن به كمال مطلوب سلامتي را بهداشت رواني مي گويند.عنصر اصلي در بهداشت رواني پيشگيري است. بدين معني كه متخصصان بهداشت رواني تلاش مي كنند كه طوري برنامه ريزي بكنند تا هيچ فردي به بيماري رواني مبتلا نگردد. با انجام اقدامات پيشگيرانه در سطوح سه گانه آن مي توان ميزان و شدت بيماري رواني را تا حد قابل ملاحظه اي كاهش داد.
    در عصر ما اين امر مسلّم شده است كه رفتار افراد بشر نتيجة موقعيتها و عوامل متعددي است كه مهمترين آنها خانواده، اجتماع و مدرسه است. اگر خانواده،مدرسه و اجنماع هر يك وظايف خود را به خوبي انجام دهند،شانس موفقيت كودك در زمان بلوغ و بزرگسالي افزايش خواهد يافت و بالعكس چنانچه اين سه عامل از انجام وظايف خود به طريق مناسبي قصور ورزند،سازگاري فرد در دوران جواني و بزرگسالي بسيار دشوار و گاه نيز غير ممكن خواهد شد.
    كودكان و نوجوانان در سنين بين 16 تا 18 سالگي به طور متوسط 12000 ساعت را در مدرسه مي گذرانند. پس از خانواده، مدارس،كانون اصلي زندگي به شمار مي رود و فعاليت هاي مدرسه اي در زندگي اين گروه سني به صورت فعاليت اصلي در مي آيد. تحقيقات نشان داده اند كه مدرسه شكل دهنده ي ساختارهاي شخصيتي و رواني دانش آموزان است. مدرسه محيطي است كه دانش آموز در آن جا شايستگي،شكست،موفقيت،محبوبيت،انزوا،طرد و … را تجربه مي كند.بهترين و مؤثر ترين فرد در هر مؤسسه تربيتي ويا مدرسه، معلم است. نقش الگويي معلم و نفوذي كه او در انضباط دادن به رفتارهاي دانش آموزان دارد، برهمگان روشن است. از آنجايي كه دانش آموزان يكي از الگوهاي مهم رفتاري خود را معلمان قرار مي دهند، اگر معلم از ويژگي الگو دهي خوبي برخوردار باشد مي تواند تأثيرات عميقي در رشد شخصيت دانش آموزان باقي بگذارد. الگوها مستبدانه يا قدرت مدارانه و يا در نقطه ي مقابل آن الگوهاي رها كننده ي معلّم، نقش مخرّبي را در شكل گيري شخصيت پرخاشگرانه ي دانش آموزان خواهد داشت. در حاليكه الگوهاي تعاملي و متعادل بين معلم و دانش آموزان كه در آن معلم به شخصيت و احتياجات اساسي دانش آموزان توجه كافي مبذول مي دارد و كارها را بر طبق استعداد و تمايلات ميان شاگردان تقسيم مي كند، نقش بهتري را در بهداشت رواني دانش آموزان ايفا خواهد كرد.
    اگر مدرسه و به ويژه معلم در مدرسه نتواند نقش مثبت خود را در بهداشت رواني دانش آموزان به خوبي ايفا كند،خود مدرسه به شرط فراهم بودن عوامل ديگري همچون عوامل خانگي و اجتماعي ديگر در ايجاد اختلالهاي رواني مي تواند مؤثر باشد. دشواريهاي رفتاري دانش آموزان از قبيل پرخاشگري،انزوا طلبي،ترس هاي مرضي تا حدودي ناشي از رفتارهاي نا مناسب كارگزاران تعليم و تربيت در مدرسه مي باشد. در اين گونه موارد از طريق آموزش هاي لازم ،يعني آموزش بهداشت رواني به كارگزاران تعليم و تربيت تا حدودي مي توان از بروز اين گونه اختلالها جلوگيري كرد.
    منابع: گروه آموزشي مشاوران آموزش و پرورش استان گلستان
    1- بهداشت رواني- دكتر سعيد شاملو
    2- كاربرد روانشناسي در آموزشگاه- دكتر بدري

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • السلام علیک یا جعفر ابن محمد (ع)

    • دسته بندی:

    امام صادق (ع)


    آدم دیندار می اندیشد و در نتیجه آرامش بر جان او چیره می شود ، خضوع می کند پس به فروتنی می گراید ، قناعت می ورزد و به سبب آن از مردم بی نیاز می شود ، حسادت را دور می افکند پس دوستی و محبت آشکار می شود، به هیچ چیز دل نمی بندد و در نتیجه به رستگاری و کمال فضیلت دست می یابد

                                                                      میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، ج 4 ، ص 1803

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • سفرنامه برف

    • دسته بندی:

    این روزها نصف عمر من در داخل ماشین و قطار می گذرد. فرصت نوشتن نیست. برای درس روانشناسی تربیتی کتاب ۵۱۶ صفحه ای لاتین معرفی شده است و استادی دیگر مقاله علمی پژوهشی می خواهد و ...

    نوشته هایتان را می خوانم ولی خودم کمتر می رسم بنویسم.

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • حق مسلم ماست

    • دسته بندی:

    اينكه من يك روز تمام حوصله هيچ كاري را نداشته باشم حق مسلم من است.

    اينكه من نخواهم در مواجهه با ديگران زورزوركي بخندم حق مسلم من است.

    اينكه من نخواهم با ديگران حرف بزنم حق مسلم من است.

    اينكه من بخواهم يك شب و يك روز فقط براي خودم باشم حق مسلم من است.

    اينكه من بخواهم افسرده باشم حق مسلم من است.

    ما متاسفانه به خيلي از حقوق خود واقف نيستيم و به همين خاطر اغلب به خاطر گناه هاي نكرده مان خجالت مي كشيم.

     

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • کوزه گر در کوزه

    • دسته بندی:

    در تمام طول این سالها که از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم آرزو داشتم که دوباره در کلاس های اساتید خوبی شرکت کنم که این امر کمتر میسر می شد. ولی این هفته موفق شدم در کلاس روانشناسی تربیتی دکتر سیف و اصلاح و تغییر رفتار دکتر ابراهیمی قوام و کلاس سنجش دکتر فلسفی نژاد شرکت کنم. دیگر به تحصیل و کلاس نشستن و درس خواندن به چشم یک تکلیف سخت نگاه نمی کنم و دوست دارم بیاموزم تا بتوانم بیاموزانم. دیگر برای نمره نمی خوانم هر چند باید برای مشروط نشدن ۱۶ به بالا بگیرم. دیگر هنگام کلاس به ساعتم نگاه نمی کنم هر چند شبش را در اتوبوس بوده باشم. خلاصه با عشق تحصیلات دوباره ام را آغاز می کنم و امیدوارم با خشنودی هم آن را به پایان ببرم.

    خدایا چنان کن سرانجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شاید یک وقت دیگر

    • دسته بندی:

    شاید دوباره فرصت تماشای یار شود         شاید دوباره زمستان هم بهار شود

    گاهی انقدر گرفتاری هایت زیاد می شود که فرصت نمی کنی کمی بیندیشی یا تامل کنی کجا هستی. گاهی هم انقدر اهنگ زندگی کند است که دوست داری دستگیره ای بود و می چرخاندیش و جلو می رفتی.

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • مناجات نامه

    • دسته بندی:

    اي خداي بزرگ  خواسته هاي زيادي از تو دارم ولي روم نمي شود كه بگم آخه بعضي هاشون خيلي خنده دارند! ولي بهر حال از تو مي خواهم كه ....

    • خدايا از تو مي خواهم كه به كساني كه عقل كم داده اي بيشتر بدهي و اين جوري نباشد كه بي عقلان عقلا را آزار دهند!
    • خداوندا از تو مي خواهم همه آدم هايي كه به قول قديمي ها « قشاد را بر سر سيخ برنمي دارند» گل مالشان كني! (قشاد يعني فضولات چارپايان).
    • خداوندا از تو مي خواهم كه كساني كه گليم كوتاهي دارند گليم شان را درازتر كني و اگر قابل درازتر شدن نيست پاهايشان را كوتاه تر كني!
    • خدايا از تو مي خواهم كه خراني كه شاخ هاي گاوان را دزديده اند همين الساعه بي شاخ گرداني.
    • خدايا از تو متشكرم كه خران را شاخ نداده اي!
    • خدايا از تو متشكرم كه گاوان و گربگان را پر نداده اي!
    • ...............

    .....................................................................................................................................

    بلاخره روز چهارشنبه رفتیم دانشگاه و ثبت نام کردیم و از فردا هم کلاس ها شروع می شود. اگر کمتر آمدم ببخشید.

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • چندمین خورشید

    • دسته بندی:

    اي كاش هاي من

    خيلي دوست داشتم به سادگي از كنارش بگذرم ولي نتوانستم. خيلي دوست داشتم اصلا اين گونه نبود ولي بود. خيلي دوست داشتم به اين راه گام نگذارد ولي كذارد. خيلي دوست داشتم مي توانستم پاكني بردارم و برخي سطور گذشته خودم و ديگران را پاك كنم ولي افسوس كه اين ها را انگار بر سنگ نوشته اند كه يا براي پاك كردنشان سنگ را تكه تكه كرد يا كاغذ را پاره كرد. كاش مي شد برگشت. كاش مي شد دوباره از نو نوشت. كاش مي شد اصلا دفترهايي را كه غلط زياد دارند كناري انداخت و دفتري دگر را آغاز كرد. كاش لازم نبود براي يك غلط نهالي را كند و گلي را پرپر كرد. كاش مي شد هزاران گام به عقب برگشت. كاش مي شد از سال 88 به 64 رفت. كاش آنقدر خورشيد داشت كه دنيايمان محل رفت و برگشت شود. ولي هيهات كه اين راه را برگشتي نيست و اين راه دور را رسيدن نيست و اين زندگي را دوباره اي نيست و هر چه هست همين است با تمام اشتباهات غلط ها و درست هايش. افسوس كه زندگاني را نسخه دومي نيست. دنده عقبي نيست و سال 88 اش هشتاد و نه مي شود و ....

    گذشت عمر و به دل عشوه مي خريم هنوز

    كه هست در پي شام سياه صبح سپيد

    باز اين سرگرداني روحي دوباره به دلم چنگ انداخته است و باز هم پريشاني فكر سراغم امده است و باز هم انگار در دنياي درونم غرق شده ام. باز هم دوست دارم بنويسم و ناله هاي شجريان گوش كنم و باز هم دوست دارم  دوست نداشته باشم. باز هم........

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • اين روزها

    • دسته بندی:

    اين چندمين بار است كه يا صفحه ورد را باز مي كنم يا بلاگفا را تا چيزي بنويسم ولي دلم نيم ايد. وقتي هم مي خواهم از اچزات و اپرات بنويسم به ياد جمله بالاي وبلاگم مي افتم كه بايد يا چيزي بنويسم كه ارزش خواندن داشته باشد و يا .........

    روزگار بد نيست و خرده نان و ته سوزن .. هم مي رسد. گرفتاري هاي دنيا هم كه تمام شدني نيست و به قول پيرمردهاي عبدل ابادي كي توانسته كار دنيا را تمام كند كه من خواسته باشم اين كار را بكنم.

    وبگردي من هم شده تنها خواندن چند سايت و وبلاگ محدود. نمي دانم چرا ولي تا به اينترنت وصل مي شوم براي خواندن اخبار به طور اتومات به سايت ................ سر مي زنم و بعد هم وبلاگ خودم و بلاگفا و دوستان و السلام.

     

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • شاید نتوانیم

    • دسته بندی:

     

    ما شايد نتوانيم كارهاي بزرگي را روي اين كره خاكي انجام دهيم

     ،اما مي توانيم كارهاي كوچك را با عشقي بزرگ انجام دهيم.

     

                                                                          "مادر ترزا"

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • مگس کش

    • دسته بندی:

    گویند فردی به دوستش کتابی هدیه داد  که خودش در مورد چگونگی کشتن مگس نوشته بود. بعد از مدتی نویسنده از دوستش پرسید کتاب چطور بود؟ مفید بود؟

    دوستش جواب داد : آره خیلی. چون تا حالا صد تا مگس باهاش کشتم!

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  
  • آب آبی

    • دسته بندی:

  • نوشته : علی سعیدی
  • تاریخ:
  •  

  • alisaeedi

    علی سعیدی

    alisaeedi

    http://alisaeedi.blogfa.com

    روزنوشته های یک معلم

    روزنوشته های یک معلم

    روزنوشته های یک معلم

    یا چیزی بنویسید که ارزش خواندن داشته باشد و یا کاری کنید که ارزش نوشتن داشته باشد

    روزنوشته های یک معلم

    قالب بلاگفا

    قالب پرشين بلاگ

    قالب وبلاگ

    Free Template Blog